تبليغاتX
فرامرز سیدآقایی - چگونه احمدینژاد آیت الله شد

اول : ظاهرا تلاش عده ای برای بخشیدن وجهه فوق بشری به محمود احمدینژاد تمامی ندارد و آخرین نمونه آن رساندن او به مقام آیت اللهی است و این ادعایی است که اگر در هر زمانی یک هزارم آن را کسی برای فرد دیگری بیان می کرد گروههای کفن پوش و موتور سواران همیشه در صحنه کل کشور را روی سرشان می گذاشتند ، فریاد وا آیت اللها و وا اسلاما سر می دادند و از انجام فعل و انفعالات حرام و لزوم مجازات مرتکبان داد سخن می دادند .  ظاهرا برای احمدینژاد اگر بالا تر از این هم ادعا شود منعی ندارد و اگر روزی خانمی یا آقایی ادعا کند احمدینژاد خود خداست یا الآن از پیش خدا آمده تو گویی نه ممنوع است و نه مستوجب مجازات و بازخواست . لااقل دوران ریاست جمهوری عزیزی مثل محمود احمدینژاد این حسن را دارد که گروههای کفن پوش همیشه در صحنه را فرستاده گل بچینند تا کی خدا داند.حالا  کسی بخاطر سخنرانی احمدینژاد آنقدر جوگیر شده که او را آیت الله نامیده آنهم با این مفهوم که او را نشانه وجود خدا معرفی کند و همین باعث شد عده ای بی جنبه موافق یا مخالف هم بدون تفکر به معنای آن ادعا ، حرف را کش دهند . کلمه آیت الله را اگر دقیق نگاه کنیم دو معنای عام و خاص دارد که نه ما با معنای خاصش کار داریم نه آنکه احمدینژاد را به این لقب ملقب کرده .همه می دانند که معنای عام کلمه آیت الله همان (نشانه خداست) که اساسا به هر یک از مخلوقات جاندار و بیجان خدا می شود اطلاق کرد . در دبیرستان و دانشگاه در درس بینش دینی  یا معارف یکی از راههای اثبات خدا را می گفتند رابطه علت و معلول و وجود مخلوقاتی به عنوان نشانه های خداست و آنجا هر چیزی را می گفتند چون خدا آفریده پس دال بر وجود خداست .یعنی من از همین جلوی میز کارم که شروع کنم تا دورترین نقاط کره زمین همه چیز (نشانه خدا) است : این کیبرد ، قاب عکس پدر و مادرمرحومم ، کتابخانه پر از کتاب من ، لوحهای قدردانی که از جشنواره ها گرفته ام ، زیرسیگاری ، فرش زیر پا ، صندلی که روی آن نشسته ام ، هواپیما ، جرج بوش ، و حتی پشه ای که دست از سر گوشت خوشمزه لپ من بر نمی دارد و هر چه کیشش می کنم باز هم بر می گردد رو لپم و من تلاش می کنم نکشمش تا یکی از نشانه های مسلم وجود خدا را از بین نبرده باشم همه نشانه های خداست . من خودم هم نشانه ای از وجود خدا هستم . تو هم هستی . آنکه گفته احمدینژاد آیت الله است حرف عجیبی نزده . بلکه از میان این همه آیت الله (= نشانه خدا) که در جهان است یکی را یادآوری کرده . دوم : اساسا این خصلت برخی از ما ملت است که به فراخور هر اتفاقی چشمهایمان را روی حقایق می بندیم و به تعریف و تمجید از چیزی می پردازیم که  تعریف ندارد. از جمله تعریف و تمجیدهایی که از سخنرانی احمدینژاد در سازمان ملل و دانشگاه کلمبیا می شود . باز هم خوب نگاه کنیم تا حقیقت را ببینیم . خوب ببینیم تا معلوم شود که سخنرانی  رئیس جمهور ما تو دانشگاه کلمبیا نشانه وجود سعه صدر و آزادی بیان بود یا نبود آن . آنهم در زمانی که تو کشور خودمان تحمل چهار تا روزنامه غیراز کیهان و چند تا سایت حقیقت نویس را ندارند و تو حوزه رسانه همه را یکدست و یکصدا و مجیز گوی دولت می پسندند و روزنامه نگاران را در منگنه می گذارند و اساتید دانشگاه را . حتی در زمانه ای که کتاب داستان طنز مرا که در باره کشوری خیالی است ممنوع المجوز می کنند سخنرانی رئیس جمهور ایران در دانشگاه کلمبیا نشانه چیست ؟ اتفاقا باید از این ماجرا درس گرفت چون رئیس جمهور ما در مجمع عمومی سازمان ملل یک ساعت در باره نبود آزادی بیان در آمریکا سخنرانی کرد در حالی که دیروزش در دانشگاه بزرگ و مهم کلمبیا آزادانه سخنرانی کرده بود . از طرف دیگر تمام متن سخنرانی احمدینژاد در مجمع عمومی منفی و علیه آمریکا بود . مثل همه سخنرانیهایی که سی سال است مسئولان ایرانی همواره در داخل و خارج کشور و حتی در مجمع عمومی سازمان ملل در باره آمریکا کرده اند . آیا این کار تعریف و تمجید دارد ؟ آیا چون احمدینژاد اینها را گفته باید گفت به به و چه چه ؟ البته در پس تمام این ماجرا ها یک حقیقت پنهان شده است که بنا به دلایل شخصی قادر به بیانش نیستم .  

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت توسط فرامرزسیدآقایی |