(آه عدالت)
حرف از عدالت زده ای
از گوهری گرانبها
که قرنهاست دزدیده شده
که کسی آن را ندیده
لمس نکرده
نبوییده
عدالت چیست ؟
خوردنی ست ؟
مثل حق
نوشیدنی ست ؟
پوشیدنی ست ؟
گفتنی ست ؟
گم کردنی ست؟
پیدا کردنی ست ؟
آهان ! شعار دادنی ست
نه ! هیچ کدام اینها نیست
فقط یک چیز است
عدالت را می گویم
حواستان پرت نشود
عدالت
به قول ریاضی دان ها
(اگر و تنها اگر) باشد
پنج حرف تکراری ست
تمام شد
جوهر خودنويسم ته كشيد
نمي دانم چرا وقتي نام تو را مي نويسم
قلم به من حسادت مي كند
مگر به اندازه ذهن من توجيه نيست ؟
كه آزادي فقط
خواب است
سراب است
اسم نيست
موسومي ندارد
فعل نيست
تجربه اش نكرده كسي
صفت نيست ، موصوفي ندارد
كلمه نيست
مهمل است
سياستمداران مي گويند :
" آزادي حرف اضافه است "
لطفا به اندازه حرف بزنيد
و من مي گويم :
" آزادي گران تمام مي شود
لطفا حرف مفت نزنيد "