تبليغاتX
خرچنگ قورباغه - زبان نوزادی / داستانک

   وقتي به دنيا آمدم ، دكتر مرا سروته كرد و با كف دست محكم زد به پشتم . با شدت زدم زير گريه و گفتم : "عنتر! چرا  مي زني ؟  مگه يتيم گير آوردي ؟ "

+ نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت توسط فرامرزسیدآقایی |