تبليغاتX
(فرامرز سیدآقایی(سابقاخرچنگ قورباغه - رئیس‌جمهور، وقایع را کج می‌بیند / این مطلب من بزودی در مطبوعات چاپ می شود (شنبه 29 تیر چاپ شد)

 

 

آقای احمدی‌نژاد لطفا دقت کنید. متن سخنرانی شما را که در جمع فرماندهان نیروی مقاومت بسیج ایراد کرده بودید در سایت‌های خبری و رسانه‌ها خواندم. در آن سخنرانی به تنها ماندن جرج بوش رئیس جمهور ایالات متحده اشاره کرده بودید. گفته بودید که یکی از فرماندهان آمریکایی در عراق به نزد شما آمده وگفته‌ که شما -آقای احمدی‌نژاد ؛ رئیس‌جمهور کشوری که دشمن آمریکا است- در دل آنها (یعنی فرمانده و نظامیان آمریکایی اشغالگر در حال ماموریت در عراق) جا دارید. آقای احمدی‌نژاد! برخلاف بقیه حرف‌های دیگرتان مانند هاله و مدیریت امام‌زمان در جلسه دانشگاه کلمبیا و مافیای اقتصادی و طرح ربودن و ترور جناب عالی، من این حرف آخرتان را باور می‌کنم. واقعا باور می‌کنم که یک فرمانده نظامی از کشور آمریکا مثل آب خوردن به نزد رئیس جمهور کشور دشمن (یعنی شما) آمده و به او ابراز محبت و علاقه کرده است. من این حرف شما را کاملا باور دارم. من باور می‌کنم که او با شما عکس یادگاری گرفته است. من باور می‌کنم که او وقتی برای مرخصی به آمریکا برگشته عکس یادگاری با شما را به همه نشان داده و هیچ اتفاقی برایش نیفتاده است. من باور می‌کنم که فرمانده آمریکایی اگر حتی جلوی جرج بوش هم به شما ابراز علاقه کند و تقاضای عکس یادگاری، تعجبی ندارد. آقای احمدی‌نژاد! من (یک روزنامه‌نگار ایرانی ، و نه فرمانده نظامی) اگر در عراق بودم و از جرج‌بوش- بدون گفتن اینکه  در دل ما جادارد یا ندارد- فقط تقاضای عکس یادگاری می‌کردم یا دست می‌دادم و عکس آن در جایی منتشر می‌‌شد در سرزمین ایران چه اتفاقی برای من می‌افتاد؟ نگویید تو که عددی نیستی. اتفاقا خودم را –که عددی نیستم- مثال زدم تا ببینم فردی که عددی نیست در حکومت شما چقدر آزادی اظهار نظر دارد تا بتوانم با آنهایی که عددی هستند و نیز با وضع مشابه آمریکائیان مقایسه کنم.

اگر من چنین رفتاری مرتکب می‌شدم اکنون در ایران سایت‌های خبری دوستدار شما تمام زندگی من را از پیش از تولد به پرونده سياسي تبدیل می‌کردند و در روزنامه‌ای که حرفه‌‌اش توهم‌پراکنی است نیمه پنهان من نوشته می‌شد آنهم فقط به جرم مثلا دست دادن با بوش یا عکس گرفتن با او یا همانی که خودتان گفته‌اید؛ ابراز علاقه. اگر من بودم، الان از همه حقوق شخصیم محروم می‌شدم. شما تحمل یک روزنامه کم تیراژ (به قول دوستان تان) را که چیزی، چند جمله‌ای برایتان نوشته بود نداشتید و فورا بستیدش. چه سایت‌ها که از سوی مجریان سیاستهای فرهنگی شما فیلتر نشد. چه محدودیت‌هایی که برای روزنامه‌نگاران استخوان‌دار و قدیمی و حرفه‌ای در دو سه سال گذشته در روزنامه دولت از سوی پیاده نظام مطبوعاتی شما ایجاد نشد.

شما در همان سخنرانی (در حضور فرماندهان بسيج) منتقد خود را تحقیر کردید اما جرج بوش اجازه می‌دهد فرمانده نظامیش به رئیس‌جمهور دشمن اظهار ارادت کند و شما اين را تمرد مي دانيد و چه اشتباه بزرگي . شما فکر می‌کنید آن فرمانده نظامی آمریکایی به جرج بوش وفادارتر است یا به شما؟ او که آزاد است به شما ابراز ارادت کند و از بوش نمی‌ترسد، فکرمی‌کنید از بوش تمرد کرده است؟ اشتباه نکنید آقای احمدی‌نژاد! او دارد از حق قانونیش استفاده می‌کند؛ حقی که جرج بوش از او نگرفته یعنی آزادی اظهار نظر و بیان در باره شما : آقاي احمدي نژاد ، رئيس جمهور ايران .

او با ابراز ارادت به شما از بوش تمرد نکرده، او دارد با زبانی مرسوم و شناخته شده در دنیا به من و شما و ملت ایران و همه دنیا می‌فهماند که یک آمریکایی بدون ترس از جرج بوش می‌تواند به رئیس‌جمهور کشور دشمن ابراز ارادت کند و با او عکس بگیرد. از نظر آنهایی که متخصص ارتباطات هستند این عمل او یک حرکت تبلیغی به نفع بوش است نه شما اما شما این مفهوم را کج و به نفع خودتان برداشت کردید. چيزي كه از آن فرمانده آمريكايي تعريف كرديد (و اگر همه دنيا باور نكنند من باورش مي كنم) اين پرسش را در ذهن من ايجاد كرد كه آیا ما ایرانی‌ها از یک هزارم چنین حقی برخورداریم؟ آیا پاسخی غیر از «نه» به این پرسش من –که عددی نیستم- دارید؟

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 17:5 توسط فرامرز سیدآقایی |

 
This is Google PageRank™ for jahannamdarre.blogfa.com - Powered by Googleprr.com